محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1349

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

هيچ مهارتى در توپ‌اندازى نداشتند هر روزى به زحمت چند تير از توپهاى بسيار سنگين خود مىانداختند ، مع ذلك هيئت مجموعه اسباب اطمينان محاصرين بود ، و حمله در فصلى شروع شد كه صحارى اطراف شيراز باصفا و خرّم و دشتها پر از حبوبات و اراضى پرحاصل بود ، و به محاصرين چنين وانمود مىنمود كه از آذوقه دست‌تنگى نخواهند كشيد و مىتوانند به سهولت ذيل محاصره را امتداد دهند ، امّا اين اميدوارى به زودى مبدّل به يأس گرديد . محاصرين به محض اينكه شروع به كار كردند دچار حملهء محصورين شدند ، دسته‌هاى قشون متواليا از قلعه بيرون آمده نايرهء قتال را اشتعال مىدادند . عساكر نواب محمّد حسن خان با اين دستجات قشون كريمخان مشغول زد و خورد بودند كه يكدسته سوارهء عمده به سردارى شيخعلى خان سردار رشيد زند به اردوى آنها تاخته و به نهب اموال آنها پرداختند ، سكنهء نواحى مجاور نيز مزارع و حاصل خود را آتش زده اهل و عيال و اموال خود را برداشته به كوههاى آن حوالى رفته قلل جبال را ملاذ و مأمن خود ساختند . لهذا آذوقه در اردوى نواب محمّد حسن خان كمياب شد و لشكر بناى شكايت و خودسرى را گذاشتند . خستگى و طول محاصره غالبا عساكر منظّمه را شاكى مىنمايد و به طغيان و نافرمانى وامىدارد تا چه رسد به لشكرى كه تمام نظم و اسباب پيوستگى آن به هم ، زور يكنفر از شاهزادگان آسيائى باشد ، و بدتر از همه آنكه بسيارى از اين قشون را تازه گرفته و از فنون نظامى و جنگ يكباره بى خبر بودند . و عيب ديگر آنكه مابقى كه جنگ‌ديده بودند تا زمان فرار آزاد خان مدّتها با همين شاهزاده به جدال اشتغال داشتند و پس از فرار مشار اليه در زير رايت اين شاهزاده درآمده و متقبّل خدمت گرديده . خلاصه كريمخان كه عساكر او پيوسته محاصرين را عقب مىنشانيدند شهر شيراز را در كمال خوبى نگاهدارى كرده ، به علاوه كمال جهد را مىكرد كه بىنظمى و تفرقه در لشكر نواب محمّد حسن خان اندازد ، چنان كه آخر الامر به اين مقصود نايل آمد ، و هر روز يكدسته از عساكر نواب محمّد حسن خان راه فرار را پيش گرفته و اين فقره بر نواب معظم معلوم مىنمود كه بايد دست از محاصره كشيده معاودت كنند . بنابراين ترك محاصره گفته به اصفهان بازگشتند ، و قشونى كه در اصفهان گذاشته بودند از عدم پيشرفت كار